تو می تونی دوستی منو قبول نکنی. می تونی منو از خودت برونی. می تونی از من رو بگردونی و واسه همیشه منو از دیدن خوردت محروم کنی... منم می تونم تو رو نبینم. می تونم روزها و شبها بدون دیدن تو بسر ببرم. می تونم چشمام رو از سر راه تو بگردونم و به طرف تو خیره نشم. می تونم زبونم رو وادار کنم تا اسم تو رو دیگه نیاره. می تونم گوشم رو از شنیدن آهنگ صدات بی نصیب کنم. ولی... قلبم... اون دیگه در اختیار من نیست. اون تا زنده هستم به یاد تو می طپه اون در دورن خودش به خاطر تو برای همیشه می ناله.
اگه وقت کردی ادامه مطلب رو هم بخون.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حبيب در 86/10/28 ساعت 19:47 | لینک ثابت |
