تبليغاتX
دلکده
اگر قرار باشد فهرستي از معروف‌ترين و شناخته‌شده‌ترين شخصيت‌هاي دنياي ادبيات تهيه شود، بي‌شك نام شرلوك هلمز در ميان اسامي صدر اين فهرست قرار دارد.

اين كارآگاه باهوش با ويژگي‌هاي خاص ظاهري و رفتاري در سال  1886پا به دنياي ادبيات گذاشت و از آن زمان به يكي از محبوب‌ترين كارآگاه‌هاي تخيلي دنيا تبديل شد. كارآگاهي كه وجود خارجي نداشت، طرفداران پروپاقرصي در دنيا پيدا كرد به گونه‌اي كه صدها انجمن و گروه به طرفداري او در دنيا تشكيل و مجموعه‌اي از لباس‌هاي شخصي‌اش در لندن در موزه‌اي نگهداري شد.

در ادامه مطلب ضمن مروري بر ويژگي‌هاي اين شخصيت تخيلي و محبوب به ويژه نسخه تلويزيوني ماجراهاي اين كارآگاه مي‌پردازيم كه شاهد پخش آن از شبكه سه سيما بوديم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حبيب در 86/06/14 ساعت 15:26 | لینک ثابت |

خبرنگار شاید انسانی بزرگ با آرزوهای کوچک

بهم مي گن چرا خسته به نظر مي رسي خوب چي بگم يه آدمي كه ۷ صبح مي زنه بيرون و ۱۰ شب بر مي گرده خونه تازه صبحانه، نهار و شام هم نخورده مگه مي شه بيشتر از اين توقع داشت؟

هنوزم وقتی یادم میاد تنم می لزده بقضی گلومو می گیره منظورم به شهادت رسیدن جمعی از اصحاب رسانه تو صانحه هوایی بود تا قبل از اون روز ما (خبرنگاران) دردهای مردمون و رنج های مردم رو انعکاس می دادیم ولی اون روز فقط دنبال یه شونه خالی می گشتیم که سرمونو بزاریم روش و زار زار گریه کنیم كه خدايا الان تو به داد ما برس

خنده داره با وجود اینکه خبرنگاری شغل بسیار خطر ناکیه ولی حتی خبرنگاران بعضی از خبرگزاری ها بیمه هم نیستن!! حتی کارت خبرنگاری ندارن اون وقت می گن چرا شما کم کار هستید

بعضی وقتا با خودم فکر می کنم که خدایا چرا من؟ خدایا چرا من باید مشکلات مردم رو به گوش مسئولین برسونم ؟ چرا کسی نیست داد منو به یکی برسونه؟

اما وقتی خوب فکر می کنم میبینم که این یک سعادته که نصیب من شده واقعا خدا در حق من لطف کرده که سلاح بزرگی مثل قلم رو به من داده و من باید قدرش رو بدونم

خوب به هر حال شغل پر هیجانی دارم

راستي يادم رفت بگم من خبرنگار روزنامه همشهري، جام جم، جوان و خبرگزاري فارس هستم.

نوشته شده توسط حبيب در 86/06/13 ساعت 23:55 | لینک ثابت |

ببین عزیز دلم هر کی هستی و میایی برای من کامنت می زاری که نمی دونم چرا تو وبلاگ فلانی فوش می نویسی و یا حرف های زشت می زنی من همینی هستم که می بینی و هیچ احتیاجی به این ندارم که برم تو این وبلاگ ها فوش بنویسم اگه می گی جاتو بلدم!! بیا ببینمت ببینم چه غلطی می خوایی بکنی

 دیگه هم برام کامنت نزار خواهش می کنم منم دیگه تو اون وبلاگهایی که گفتی کامنت نمی زارم بهت قول می دم         موفق باشی

نوشته شده توسط حبيب در 86/06/12 ساعت 15:3 | لینک ثابت |

قبل از همه از اون دوست عزیزی که این همه نسبت به من لطف داشته می خوام بگه روی چه اساسی این مطالب رو نوشته یه مدرکی لااقل بیاره!! منم می تونم برم تو وبلاگ یکی و هر چی از دهنم در بیاد بگم.

سلام  !! تو که مریض بودی دیونه مردومو سر کار میزاری خوب اینم یه مرض دیگه دیونه خیلی پستی که به این راحتی دروغ میگی و مردمو سر کار میزاری و با احساساتشون بازی میکنی احمق ولی وبت خیلی قشنگه  تو رو خدا جوک بیشتر بزار الاغ تر از تو تا حالا ندیدم  عین ادمای مریض اومدی تو این فضای مجازی هر چی دلت می خواد می گی؟مثلا مریضی؟پس بمیر دیگه چرا نمی میری؟  زود تر خفه شو بمیر یه قوم از شرت خلاص شن من اون کسی که فکر می کنی نیستم  ولی مثل تو بی شعور نیستم که از اون فوشا بدم  چون شعورم بالاتر از توئه فکر کردی چون اینترنته هر چی از دهن گندت در اومد می تونی بدی؟  معلوم نیست چند تا دخترو تا حالا بدبخت کردی  کثافت هر چی می خوام هیچی نگم نمی تونم ولی مثل تو بی چشم رو هم نیستم  بی خود هم زور نزن چون نمی تونی بغهمی من کیم اصلا عقل تو اون کلت نیست قدت اندازه یه فنچه بیچاره ی عقده ای عین عقده ای ها رفتار می کنی هه هه حرفاتو اونجا خوندم به جای اینکه عصبانی بشمو مثل تو همون فوضا رو بدم اتفاقا خندم گرفت به این عقلت  ....به این شعورت که تا همین اندازه فقط می خنده این حرفا رو تمدن می دونه  اهــــــــــــــــــــــــــــــــــای ادمایی که می یاین اینجا(البته یه مگس هم نمی یاد اینجا ) این یه ادم مریض بد بخته هیچی حالیش نیست فقط به فکر هوسشه هیـــــــــــــــــــــــــــچی حالیش نیست باور کنید دارم راست می گم از من می شنوید همون یه بارم که اومدید اینجا دیگه کافیه  دیگه نیاید خیلی وقته از دستت حرصم گرفته ولی خیلی جلوی خودمو گرفتم که به توئه بیشعور هیچی نگم  به تو حرف زدن عین یاسین تو گوش خر خوندنه اصلا من چرا اومدم ایجا خون خودمو کثیف می کنم؟  تو که هیچی حالیت نیستو این حرفارم که بخونی عین سنگ پا  می مونی و عین خیالت نیست فکر نکن می ترسم که اسممو نذاشتم مثل تو هم بی وجود نیستم که با اسم یکی دیگه واسه ی توئه احمق کامنت بزارم  نمی خواستم اسمم از این به بعد تو این وبلاگ بمونه  حالا هم می رم ولی تو عمرم احمق تر و کثافت ترو دو رو تر از تو ندیدم  عین افتاب پرست می مونی فقط بلدی هر جا که می ری رنگ عوض کنی ادمایی مثل تو فقط لایق این هستن که واسشون تاسف بخوری چون خیلی بدبختن می خوان این جوری کمبوداشونو رفع کنن تاســــــــــــــــــــــــــــــــــــف  اگه وجود داری اینا رو بزار همین جا باشه و پاکشون نکنو دیگه هم اپ نکن بزار همه بفهمن تو چه موجودی هستی  ولی می دونم که وجودشو نداری ترســــــــــــــــــــــــــــو  

راستشو بخوایین منم نفهمیدم اینا یعنی چی؟ ولی به خاطر اون حرف این دوست عزیز کامنت رو گذاشتم اول صفحه و از همه دوستان می خوام هر کسی از من بدی دیده بگه بخدا عین همونو همین جا می زارم بخدا همتونو دعا می کنم

دوست عزیز ممنون که عیب های منو یاد آوری کردی چشم دیگه آپ نمی کنم ولی از تو هم می خوام بگی روی چه اساسی این مطالب رو نوشتی لااقل بگو بقیه هم بدونن

منو از کجا می شناسی که ایقدر مطمئن حرف می زنی

نوشته شده توسط حبيب در 86/06/09 ساعت 23:12 | لینک ثابت |

رفيق ترکه براش نامه مي فرسته که : اينجا توي تهران پول ريخته رو زمين فقط بايد بيايي جمع کني-خيلي اوضاع خوبه!...خلاصه ترکه هم ميزنه ميره تهران.وقتي مياد تهران همون جا توي ترمينال يه دويست توماني ميبينه که روي زمين افتاده.....يه خورده نگاه پوله مي کنه...بعد ميگه: ولش کن الان خسته ام از فردا شروع به کار مي کنم

 

عربه ميخواسته بخوابه ولي تا چشماش رو مي بسته يه مگس زير گوشش وزوز ميکرده-اونم براي گرفتن حال مگسه خودشو به خواب مي زنه و مگسه رو ميگيره: بعدش دو ساعت براي مگسه لالايي ميخونه تا خوابش ببره: همين که مگسه مياد بخوابه با صداي بلند ميگه : وروز...وزوز...وزوز

 

این جوک واقعی است

یه دسته ترک رفته بودن دفتر ازدواج واسه ثبت عروسی - - - ولی بجای عروسی رئیس دفتر ثبت ازدواج را به حد کشت زده بودند و همه جا را داغون کرده بودند- - -بعد از اومدن پلیس معلوم شد که شناسنامه عروس و داماد عکس نداشته !!!!!! و هر چی اون حاج آقای بد بخت اصرار می کرده که بابا بدون عکس نمی شه به خرجشون نمی رفته

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حبيب در 86/06/08 ساعت 0:32 | لینک ثابت |
 
business article